محمد كاظم گيلانى
41
حفظ الصحة ناصرى ( فارسى )
درست هم حاضر باشد ، در كتب آنها مشخّص مىكنم كه در اين مرض مقيّئ و قى جايز نيست . در گله از تباهى و وارونگى شيوهء دوادرمانى در طبّ ايرانى : جاى دريغ است كه وى با آنكه در سال 1277 ه . ق ( 152 سال پيش ) نگارش كتاب را به پايان برده است ، از فراموش شدن و تباهى شيوهء درمان طبّ ايرانى در روزگار خود نيز شكايت دارد و مىگويد : و از [ علاج ] ايرانى منحصر به تاجريزى و بنفشه و عنّاب و سپستان و از مسهل به سنا و فلوس مىدانند ؛ اين است كه طباع از علاج ايرانى متنفّر و بيزار شدهاند و چنان فهميدهاند كه علاج و دواى ايرانى منحصر به اين چهار پنج دواست ؛ و آن هم آنقدر بجوشانند كه به قدر يك كاسه شود ! اشهد باللّه كه در كتب طبّ و علم علاج از براى ملوك و مفلوك ، هريك از دواها و مسهلها و قرصها و حبها و سفوف و معاجين كه در مقدار خوراك بسيار اندك و كم و خوشطعم و لذيذ باشد ، ترتيب دادهاند و انواع و اقسام معالجات و تصرّفات نمودهاند كه تفصيل ذكر آن در اين محضر نمىگنجد . ديدگاه ملك الاطبّاء دربارهء گياهان دارويى جديد : ملك الاطبّاء در پايان كتاب آشكارا نشان مىدهد كه به محدوديّت شمار گياهان دارويى باور ندارد و از تجويز گياهان سرزمينهاى دوردست نيز پروا نمىكند ؛ از كلام او پيداست كه در اينباره بدون سختگيرى و تنگانديشى ، پژوهش و داورى علمى را مىپذيرفته و نوشتههاى حكماى پيشين را در بيان شمار و كاربرد مفردات ، سخن آخر نمىدانسته است : بايد دانست كه در ادويه و عقاقير ، حصر عقلى نداريم كه عدد آنچه مىباشد و استقراء تامّ كه ممتنع است ؛ زيرا كه دوا الى غير النّهايه است . بنى نوع انسان را مقدور نيست كه به عمر تواند احاطه به عدد و خواصّ آنها نمايد ؛ لهذا نبايد جمود به هم رساند كه دوا همان است كه جالينوس يا شيخ رئيس نوشتهاند يا صاحب تحفه و مخزن الادويه متوجّه شده . مىشود كه در كوه الوند يا قطعهاى از زمين پنج هزار الى ده هزار بلكه صد هزار دوا باشد كه كسى اطّلاع بر مزاج و خواصّ او